تبليغاتX
getElementById |
جزیره ی متروکه ی من

جزیره ی متروکه ی من

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم دی 1388 1:10 بعد از ظهر توسط behnam |


+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم دی 1388 2:7 بعد از ظهر توسط behnam |


+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم دی 1388 3:31 بعد از ظهر توسط behnam |


+ نوشته شده در سه شنبه هشتم دی 1388 11:42 قبل از ظهر توسط behnam |


+ نوشته شده در دوشنبه هفتم دی 1388 2:41 بعد از ظهر توسط behnam |


+ نوشته شده در پنجشنبه سوم دی 1388 11:13 بعد از ظهر توسط behnam |


+ نوشته شده در دوشنبه سی ام آذر 1388 3:47 بعد از ظهر توسط behnam |


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آذر 1388 10:43 بعد از ظهر توسط behnam |


عاقبت کشتی دل را به دریا ی جنون انداختیم

                                   عاقبت عشق زمینی را به عشق آسمانی باختیم

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آذر 1388 11:2 بعد از ظهر توسط behnam |


چترها را ببندیم

و با دلی پر از سکوت

به ضیافت قطره های باران برویم

و بگذاریم باران ما را بشوید

از ریشه بشوید

نگاه خسته مان را

زیر باران تازه کنیم

چرا که فردا

موسم طلوع پاک رویاهاست

چترها را ببندیم

باران بدون سر پناه

با دلی پر از سکوت 

زیبا تر است...

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آذر 1388 7:25 بعد از ظهر توسط behnam |


+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آذر 1388 11:35 بعد از ظهر توسط behnam |


ندا آمد علی مولا و پیر است
ز بهر بی دلان چون سنگ و تیر است
 اگر مولا علی باشد كنارت
نجنبانی سرت از بهر كارت
بگیرد دست تو آن نور دلها
سرت بالا بوُد در بین سرها
نشان عشق را از او بیاموز
كه اخلاص علی خالی ز هر دوز
به وقت حج رویم گریان وگریان
طواف كعبه را چرخان و چرخان
نمیگوییم كه مولودش علی بود
خدایش عاشق ذات علی بود
طواف كعبه اش غیر از علی نیست
كه ذات این علی جز آن علی نیست
نهادش عشق را در خانه خود
كه عشق مرتضی دردانه خود
صد و ده یا علی ورد خدایست
چه فرقی گر بگویم مرتضی ایست
نمیگویم علی رب جهان بود
ولی دانم كه رب در او نهان بود
 علی دریای عشق لایزالیست
علی آن مظهر روح خدایست
اگر خواهی بیابی دل خدا را
از این دریا بجو مولای مارا

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388 1:20 بعد از ظهر توسط behnam |


+ نوشته شده در شنبه هفتم آذر 1388 6:41 بعد از ظهر توسط behnam |



ببار بارون که دلگیرم ببار بارون که غمگینم
خراب حال من امشب که دارم از غصه میمیرم
ببار ای نم نم بارون ببار امشب دلم خسته اس
ببار امشب دلم تنگه همه درها به روم بسته اس
ببار ای ابر بارونی ببار و گونه ام و تر کن
مثه بغض دل ابرا ببار این بغض و پر پر کن
نه دستی از سر یاری پناه خستگی ها شد
نه فریاد هم آوازی غرور خلوت ما شد
نه دل گرمی به رویایی که من هم بغض بارونم
نه امیدی به فردایی که از فردا گریزونم
ببار ای نم نم بارون ببار امشب دلم خسته اس
ببار امشب دلم تنگه همه درها به روم بسته اس
ببار ای ابر بارونی ببار و گونه ام و تر کن
مثه بغض دل ابرا ببار این بغض و پر پر کن

+ نوشته شده در جمعه ششم آذر 1388 4:46 بعد از ظهر توسط behnam |


بعد از آن دعوت زیبا به ملاقات خودت

من چه حالی بودم !

خبر دعوت دیدار چو از راه رسید ،

پلک دل باز پرید

من سراسیمه به دل بانگ زدم :

آفرین قلب صبور

زود برخیز عزیز

جامه تنگ درآر

و سراپا به سپیدی تو درآ

و به چشمم گفتم :

باورت میشود ای چشم به ره ماندۀ خیس

که پس از این همه مدت

ز تو دعوت شده است ؟

چشم خندید و به اشک گفت : برو

بعد از این دعوت زیبا به ملاقات نگاه

با تو ام کاری نیست .

و به دستان رهایم گفتم :

کف بر هم بزنید

هرچه غم بود گذشت

دیگر اندیشه لرزش به خودت راه مده

وقت آن است که آن دست محبت ز تو یادی بکند .

خاطرم را گفتم :

زودتر راه بیفت

هرچه باشد بلد راه تویی

ما که یک عمر بدین خانه نشستیم و تو تنها رفتی .

بغض در راه گلو گفت :

مرحمت کم نشود

گوییا با من بنشسته دگر کاری نیست

جای ماندن چو دگر نیست از اینجا بروم .

پنجه از مو به در آورده ، به آن شانه زدم

و به لب ها گفتم :

خنده ات را بردار

دست در دست تبسم بگذار

و نبینم دیگر

که تو ورچیده و خاموش به کنجی باشی !

سینه فریاد کشید :

من نشان خواهم داد

قاب نامش را در طاقچه ام

و هوای خوش یادش را در حافظه ام

مژده دادم به نگاهم

گفتم :

نذر دیدار قبول افتادست

و مبارک باشد

وصلت پلک تو با برق نگاه محبوب .

و تپش های دلم را گفتم :

اندکی اهسته

آبرویم نبری

پایکوبی ز چه برپا کردی ؟

پای بر سینه چنان طبل نکوب .

نفسم را گفتم :

جان بهنام تو دگر بند نیا .

اشک شوقی آمد

تاری جام دو چشمم بگرفت

و به پلکم فرمود :

همچو دستمال حریر

بنشان برق نگاه

پای در راه شدم

دل به مغزم میگفت :

من نگفتم به تو آخر

که سحر خواهد شد ؟

هی تو اندیشیدی

که چه باید بکنی

من به تو میگفتم

او مرا خواهد خواند

و مرا خواهد دید .

سر به آرامی گفت :

خب چه میدانستم ؟

من گمان میکردم

دیدنش ممکن نیست

و نمیدانستم

بین تو با دل او

حرف صد پیوند است

من گمان میکردم ...

سینه فریاد کشید :

خب  فراموش کنید

هرچه بوده است گذشت

حرف از غصه و من گفتم و اندیشه بس است

به ملاقات بیندیش و نشاط .

آفرین پای عزیز

قدمت را قربان

تند تر راه برو

طاقتم طاق شده است  

چشم برقی میزد

اشک بر گونه نوازش میکرد

لب به لبخند تبسم میکرد

مرغ قلبم با شوق

سر به دیوار قفس میکوبید

تاب ماندن به قفس هیچ نداشت

دست بر هم میخورد

نفس از شوق دم سینه تعارف میکرد

سینه بر طبل خودش میکوبید

عقل شرمنده به آرامی گفت :

راه را گم نکنیم !!!

خاطرم خنده به لب گفت : نترس

نگران هیچ مباش

سفر منزل دوست

کار هرروز من است

چشم بر هم بگذار

دل ! تو را خواهم برد .

سر به پا گفت : کمی آهسته

بگذارید که من هم برسم .

دل به سر گفت : شتاب

تو هنوزم عقبی !؟

فکر فریاد کشید :

دست خالی که بد است

کاشکی ...

سینه خندید و بگفت :

دست خالی ز چه روی ...

این همه هدیه

کجا چیزی نیست !!!

چشم را گریۀ شوق

قلب را عشق بزرگ

سینه ، یک سینه سخن

روح را شوق وصال

لب پر از ذکر حبیب

خاطر آکندۀ یاد

کاشکی خاطر محبوب قبولش افتد .

شوق دیدار نباتی آورد

کام جانم شیرین

پای تا سر همه اندیشۀ وصل

.

.

وه چه رویای قشنگی دیدم

خواب را دریابم

که در آن

میتوان با تو نشست

میتوان با تو سخن گفت و شنید

خواب دنیای تواناییهاست

خواب سهم من و دل از تو و دیدار شماست

خواب دنیای فراموشیهاست

خواب را دریابم

که تو در خواب مرا خواهی خواست

که تو در خواب مرا خواهی خواند

و تو در خواب به من خواهی گفت : تو به دیدار من آ

آه ،

کاش میدانستی

بعد از آن دعوت زیبا به ملاقات خودت

من چه حالی بودم

پلک دل باز پرید

خواب را دریابم

من به مهمانی دیدار تو می اندیشم ...

 

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم آذر 1388 4:14 بعد از ظهر توسط behnam |


X

با سلام به شما که جزیره ی متروکه ى من رو برای گشت و گذار انتخاب کردید امیدوارم دقایق خوب و مفیدی رو بگذرونید بهنام


Home
Email
.:Bahar 20:.
-----پروفایل مدیر وبلاگ -------------------------------- .
Archives

دی 1388

آذر 1388

آبان 1388

مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388




Links

دریای آبی تر از دریا
عشق سوخته
سلام خداحافظ
تنهاترین جزیره روی زمین
کیمیای شرقی
کد آهنگ
عشق و دیگر هیچ(شیوا)
جزیره ی متروکه
چشم های آسمونی
سوگند
واما عشق....(مریم )
آشیانه (سعید عزیز)
گل خدا
قالب های فوق جدید


LinkDump

طـــراح قـــالــب
سلام خدا حافظ
آرشیو پیوندهای روزانه



Amar


تعداد بازديدها:
mo

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست

g ==


Bahar-20

كد پرواز پرندگان

g Bahar-20 بهاربيست

g

 

 

 

ا       www.bahar20.sub.ir

      www.bahar20.sub.ir

       www.bahar20.sub.ir

 

      www.bahar20.sub.ir

 

www.bahar20.sub.ir

www.bahar20.sub.ir

< /body> Www.bahar-20.com -->

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس